"آدميان از هيچ چيز روي زمين به اندازه تفكر نمي ترسند –بيشتر از نابودي – حتي بيشتر از مرگ ...  تفكر ويرانگر و طغيانگر است، مهيب و هولناك است، تفكر نسبت به تعصبات، نهادهاي جاافتاده و عادت هاي آسايش بخش بي رحم است. تفكر به قعر جهنم سرك مي كشد و نمي هراسد. تفكر عظيم، چابك و آزاد است، نور جهان است، و شكوه بشر" – برتراند راسل

 ما كشته غريبترين جستجو شديم
قربانبان دورترين آرزو شديم
جرم من و گناه تو آئينه بودن است
در ما هر آنكه كرد نگه عكس او شديم
تنديسهاي ديگري از جنس ديگريم
ابليس خود نبود كه ابليس خو شديم
ما را كدام غسل تواند كه پاك كرد
ما بي زن و شراب چنين بي وضو شديم
در ما هراس مرگ فراموشي آفريد
آنگه كه با حقيقت خود رو به رو شديم
...
محمد سعيد ميرزايي

به نظر دوستان ارتباطي بين اين دو هست؟!